تبليغاتX
نفس عمیق


یکشنبه سی ام مهر 1385 |

رفیق من سنگ صبور غم ها

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از بعضی ها

نمونده از جوونی هام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار مرد باش

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچ چی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاج به نور خورشید

همیشه محتاج به نور خورشید

 



یکشنبه سی ام مهر 1385 |

گاهی یه خونه ی ساده ی گلی به همه دنیا می ارزه مگه نه

گاهی وقتا توی قصرم که باشی دلت از غصه می لرزه مگه نه

حاضری دار و ندارتو بدی بجاش از خدا دل خوش بگیری

حاضری زندگیتو بدی اگه بتونی با دل عاشق بمیری

این همه دنبال دنیا رفتیموانگار این جاده تمومی نداره

گاهی وقتام که به جایی می رسیم لذتش انگار دوومی نداره

کاش یه بارم که شده تو این سفر دلمون راهو نشونمون بده

می شه سرنوشت ما این نباشه وسوسه اگه امونمون بده

گاهی یه خونه ی ساده ی گلی به همه دنیا می ارزه



شنبه بیست و نهم مهر 1385 |

افطار

 
 

التماس دعا



شنبه بیست و دوم مهر 1385 |

ميتوان

 
 

 ميتوان آزاد بود در زندگي

ميتوان خربزه را با پوست خورد

ميتوان آلوچه را با هسته خورد

ميتوان انجير را نشسته خورد

ميتوان آزاد بود و زندگي را نفله کرد

ميتوان درس نخواند

ميتوان بيمار گشت و دائما غيبت نمود

ميتوان آزاد بود و درس را تحريم کرد

در عوض حمال بود و بار برددر عوض ده سال ديگر تاجر نان خشکه بوديا گدايي کرد و اندر کوچه ها فال حافظ را فروخت.

ميتوان آزاد بود و دست و پا زددر ميان چاله هاي زندگي...

آه ديگر کافيست واقعا ارزش ندارد اين همه آزادگي؟!



شنبه بیست و دوم مهر 1385 |

 
 

 

عشق تنها کار بي چراي عالم است چه ، آفرينش بدان پايان مي يابد معشوق من چنان لطيف است که خود را به " بودن " نيالوده است که اگر جامه وجود بر تن مي کرد نه معشوق من بود

دکتر علي شريعتي

 



شنبه بیست و دوم مهر 1385 |

هايي كه ياهو مسنجرشون ويروسي شده و براي ديگران پيغام مي فرستن اين لينك رو ببينن تا ويروسشون پاك بشه براي دوستانتون هم بفرستيد تا شما هم از شر پيغام دوستانتون راحت بشيد http://news.parseek.com/Url/?id=1069879



شنبه بیست و دوم مهر 1385 |


شنبه بیست و دوم مهر 1385 |

سادگي ها رخت بر بنديدکه اينجا بي مروت ها حکومت مي کننددلخوشيها قطره قطره مي چکندهر اميدي با دري بسته مواجه مي شودراه اينجا پيچ در پيچ است ميا اينجا ، که اينجا آخر خط استکه اينجا بي حيايي پاي مي کوبدکه اينجا جاي مرگ روشنايي هاست که اينجا من چکيدم من گذشتم ولي افسوس دير فهميدم که اينجا غنچه ها را زنده زنده سر ز تن شان جدا کردند

 



دوشنبه هفدهم مهر 1385 |

....

 
 

* شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب

را پيدا كني به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي.

* زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيز ها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش

را نداري.

****** عشق گاه قهرمان مي آفريند گاه نادان.

( گابريل كاريسا ماركز)



دوشنبه هفدهم مهر 1385 |

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام

سال خرم،فال نیکو،مال وافر،حال خوش

اصل ثابت،نسل باقی،تخت عالی،بخت رام



دوشنبه هفدهم مهر 1385 |

 سلام من تو یک سایت این مقاله را دیدم فکر کردم که به درد شما هم میخوره.به همین دلیل آن را برای شما می گزارم

600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود

601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد

602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود

603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است

604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است

605 . نمي تواند اطلاعات Port را تعيين كند

606 . Port شناسايي نمي شود

607 . ثبت وقايع مربوط به مودم بي اعتبار مي باشد

608 . راه انداز مودم نصب نشده است

609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است

610 . بافر ندارد .

611. اطلاعات مسير يابي غير قابل دسترس مي باشد

612 . مسير درست را نمي تواند پيدا نمايد

613 . فشرده سازي بي اعتباري انتخاب شده است

614 . سرريزي بافر .615 . Port پيدا نشده است

616 . يك درخواست ناهمزمان در جريان مي باشد

617 .Port يا دستگاه هم اكنون قطع مي باشد

618 . Port باز نمي شود. ( وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند )

619 . Port قطع مي باشد (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند)

620 . هيچ نقطه پاياني وجود ندارد

621 . نمي تواند فايل دفتر راهنماي تلفن را باز نمايد

622 . فايل دفتر تلفن را نمي تواند بارگذاري نمايد

623 . نمي تواند ورودي دفتر راهنماي تلفن را بيابد

624 . نمي توان روي فايل دفتر راهنماي تلفن نوشت

625 . اطلاعات بي اساسي در دفتر راهنماي تلفن مشاهده مي شود

626 . رشته را نمي تواند بارگذاري كند

627 . كليد را نمي تواند بيابد

628 . Port قطع شد

629 . Port بوسيله دستگاه راه دور قطع مي شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطي)

630 . Port به دليل از كارافتادگي سخت افزار قطع مي شود

631 . Port توسط كاربر قطع شد

632 . اندازه ساختار داده اشتباه مي باشد

633 . Port هم اكنون مورد استفاده مي باشد و براي Remote Access Dial-up پيكر بندي نشده است (راه انداز درستي بر روي مودم شناخته نشده است)

634 . نمي تواند كامپيوتر شما را روي شبكه راه دور ثبت نمايد

635 . خطا مشخص نشده است

636 . دستگاه اشتباهي به Port بسته شده است

637 . رشته ( string ) نمي تواند تغيير يابد

638 . زمان درخواست به پايان رسيده است

639 . شبكه ناهمزمان قابل دسترس نيست

640 . خطاي NetBIOS رخ داده است

641 . سرور نمي تواند منابع NetBIOS مورد نياز براي پشتيباني سرويس گيرنده را بدهد

642 . يكي از اسامي NetBIOS شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي گردد ، ( دو كامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند )

643 .Dial-up adaptor در قسمت network ويندوز وجود ندارد

644 . شما popus پيغام شبكه را دريافت نخواهيد كرد

645 . Authentication داخلي اشكال پيدا كرده است

646 . حساب در اين موقع روز امكان log on وجود ندارد

647 . حساب قطع مي باشد .648 . اعتبار password تمام شده است

649 . حساب اجازه Remote Access را ( دستيابي راه دور ) را ندارد . ( به نام و كلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است )

650 . سرور Remote Access ( دستيابي راه دور ) پاسخ نمي دهد

651 . مودم شما ( يا ساير دستگاههاي اتصال دهنده ) خطايي را گزارش كرده است . ( خطا از طرف مودم بوده است )

652 . پاسخ نا مشخصي از دستگاه دريافت مي گردد

653 . Macro (دستورالعمل كلان). ماكرو خواسته شده توسط راه انداز در ليست فايل .INF موجود نمي باشد

654 . يك فرمان يا يك پاسخ در قسمت .INF دستگاه به يك ماكرو نامشخص اشاره مي نمايد

655 . دستور العمل (پيغام) در قسمت فايل .INF دستگاه مشاهده نمي شود

656 . دستورالعمل (ماكرو) (default off) در فايل .INF دستگاه شامل يك دستور العمل نامشخص مي باشد

657 . فايل .INF دستگاه نمي تواند باز شود

658 . اسم دستگاه در فايل .INF دستگاه يا در فايل .INI رسانه بيش از حد طولاني مي باشد

659 . فايل .INI رسانه به نام ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد

660 . فايل .INI رسانه براي اين فرمان پاسخي را ندارد

661 . فايل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است

662 . تلاش براي قرار دادن يك ماكرو ليست نشده در قسمت فايل .INF صورت نگرفته است

663 . فايل .INI رسانه به نوع ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد

664 . نمي تواند به حافظه اختصاص دهد .665 . Port براي Remote Access (دستيابي راه دور) پيكر بندي نشده است

666 . مودم شما (ياساير دستگاههاي اتصال دهنده) در حال حاضر كار نمي كنند

667 . فايل .INI رسانه را نمي تواند بخواند

668 . اتصال از بين رفته است

669 . پارامتر به كار برده شده در فايل .INI رسانه بي اعتبار مي باشد

670 . نمي تواند نام بخش را از روي فايل .INI رسانه بخواند

671 . نمي تواند نوع دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند

672 . نمي تواند نام دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند

673 . نمي تواند كاربر را از روي فايل .INI رسانه بخواند

674 . نمي تواند بيشترين حد اتصال BPS را از روي فايل .INI رسانه بخواند

675 . نمي تواند بيشترين حد BPS حامل را از روي فايل .INI رسانه بخواند

676 . خط اشغال مي باشد

677 . شخص به جاي مودم پاسخ مي دهد

678 . پاسخي وجود ندارد

679 . نمي تواند عامل را پيدا نمايد

680 . خط تلفن وصل نيست

681 . يك خطاي كلي توسط دستگاه گزارش مي شود

682 . Writing section name دچار مشكل مي باشد

683 . Writing device type با مشكل روبرو شده است

684 . writing device name با مشكل روبرو مي باشد

685 . Writing maxconnectbps مشكل دارد

686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشكل مي باشد

687 . Writing usage با مشكل مواجه است

688 . Writing default off دچار مشكل مي باشد

689 . Reading default off با مشكل مواجه است

690 . فايل INI خالي ست

691 . دسترسي صورت نمي پذيرد زيرا نام و كلمه عبور روي دامين بي اعتبار مي باشد

692. سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده از كار افتاده است

693 . Binary macro با مشكل مواجه مي باش

694 . خطاي DCB يافت نشد

695 . ماشين هاي گفتگو آماده نيستند

696 . راه اندازي ماشين هاي گفتگو با مشكل روبرو مي باشد

697 . Partial response looping با مشكل روبرو مي باشد

698 . پاسخ نام كليدي در فايل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمي باشد

699 . پاسخ دستگاه باعث سر ريزي بافر شده است

700 . فرمان متصل به فايل INF . دستگاه بيش از حد طولاني مي باشد

701 . دستگاه به يك ميزان BPS پشتيباني نشده توسط گرداننده com تغيير مي يابد .

702 . پاسخ دستگاه دريافت مي گردد زماني كه هيچكس انتظار ندارد

703 . در فعاليت كنوني مشكلي ايجاد شده است

704 . شماره اشتباه

callback .705 . مشكل invalid auth state

.706دچار مشكل مي باشد

707 . علامت خطاياب

x. 25 708 . اعتبار حساب تمام شده است

709 . تغيير پسورد روي دامين با مشكل روبرو مي باشد

710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهاي سري يش از حد اشباع شده مشاهده مي گردد

711 . Rasman initialization صورت نمي گيرد گزارش عملكرد را چك كنيد

712 . درگاه Biplex در حال اجرا مي باشد . چند ثانيه منتظر شويد و مجددا شماره بگيريد

713 . مسيرهاي ISDN فعال در خط اصلي قطع مي باشد

714 . كانال هاي ISDN كافي براي ايجاد تماس تلفني در دسترس نمي باشند

715 . به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد

716 . پيكر بندي remote access IP غير قابل استفاده مي باشد

717 . آدرسهاي IP در static pool remote access IP وجود ندارد

718 . مهلت بر قراري تماس PPP پايان پذيرفته است

719 . PPP توسط دستگاه راه دور پايان مي يابد

720 . پروتكل هاي كنترلppp پيكر بندي نشده اند

721 . همتاي PPP پاسخ نمي دهد

722 . بسته PPPبي اعتبار مي باشد

723 . شماره تلفن از جمله پيشوند و پسوند بيش از حد طولا ني مي باشد

724 . پروتكل IPXنمي تواند بر روي درگاه dial –out نمايد زيرا كامپيوتر يك مسير گردان IPX مي باشد

725 . IPX نمي تواند روي port (درگاه) dial – in شود زيرا مسير گردان IPX نصب نشده است

726 . پروتكل IPX نمي تواند براي dial – out ، روي بيش از يك درگاه در يك زمان استفاده شود

727 . نمي توان به فايل TCPCFG . DLL دست يافت

728 . نمي تواند آداپتور IP متصل به remote access را پيدا كند

729 . SLIP استفاده نمي شود مگر اينكه پروتكل IP نصب شود

730. ثبت كامپيوتر كامل نمي باشد

.منبع :http://www.p30download.comlموفق و سربلند باشید

 



دوشنبه هفدهم مهر 1385 |

.....

 
 


سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

گل:

 
 

روزی گلی از من پرسيد...چرا مرا از پاییز می ترسانند....چشمانم را از او پنهان کردم تا مرگ گلها را در خزان نبیند.....روزی که دوباره او را دیدم در گلخانه غزلهایم به من می خندید......آسمانی باشید.



سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

کاش ...

 
 



سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

گاه و بی گاه دلم بدجوری واسه خدا تنگ میشه. یه وقتائی دلم می خواد بهم وقت بده و تو یه جلسه خصوصی دو نفره درد دلامو بشنوه. اون منو از ملاقاتش به خاطر نگرفتن وقت قبلی محروم نمی کنه، هیچ وقت اسمم واسه صحبت با اون وارد یه لیست انتظار طویل نمی شه که معلوم نیست کی نوبت به من برسه، محاله، محاله ممکنه بهم بگه نمی پذیرمت. خیلی بزرگواره، با وجودی که بالاترین مقام این دنیای شلوغ پلوغه، هیچ وقت منتظرم نمی ذاره. گاهی اوقات واسش نامه می نویسم و می دونم که نامه هامو بی جواب نمی ذاره. وقتی توی دفتر خاطراتم نامه هام رو مرور می کنم می بینم حتی یه دونش هم بی جواب نمونده. من و خدا یه قول و قراری با هم گذاشتیم، اون به من قول داد همیشه مراقبم باشه و کمتر از عالی ترین بهم نده و من بهش قول دادم حتی اگه دل بی قرارم در حسرت آرزوئی بال بال می زد و شوق استجابت دعائی آتیشم می زد، با تموم وجودم بدون ذره ای تردید، اول بگم اجازه خدایا؟ خدایا تو اجازه می دی؟ تو صلاح می دونی؟ اگه تو ناراضی باشی دلم به نارضایتیت راضی نمی شه. می دونم آخه دوستم داری و همیشه برام بهترینها رو خواستی، اصلا از خوبی بی انتهای تو، بد خواستن واسه بنده هات محاله. اعتراف می کنم قول سنگینیه و عمل کردن بهش مثه به زبون آوردنش کار ساده ای نیست. واسه همین از خودش خواستم و بهش گفتم: من فقط یه بنده ام. چیزهائی هست که تو می دونی و من هیچ وقت نمی دونستم و شاید هیچ وقت هم نفهمم. اتفاقاتی می افته که ذهن محدود من قادر به تعبیرش نیست، چشم های قاصر من قادر به دیدن اون چه پشتش هست، نیست.دلایلی مخفی هست که شاید واسه همیشه مسکوت و مکتوم باقی بمونه. اسراری هست که شاید دونستنش، فهمیدنش، تو ظرف ادراک و گمان من نگنجه. اینو تو می دونی. پس واسه لحظه های دشوار، به من قدرت تحملشو ببخش. منو به اون نقطه برسون که همیشه یادم بمونه، همه چیز از سوی تو خیر مطلقه، حتی اگه ظاهرا" همه چیزعذاب آور و دشوار باشه. گاهی اوقات آرزوهائی داشتم و تو زیر نامه آرزوهام نوشتی موافقت نمی شود. راستش اولش حس خوبی نداشتم، دلم می گرفت، شاید بخاطر جنسم که شیشه حس و عاطفه بود. منو ببخش که یه وقتائی از سر بی خبری و نا شکیبائی، تو خلوت و تنهائیم ازت می پرسیدم آخه چرا؟ وقتائی که هر چی فکر می کردم، فکر اسیر خاکم به هیچ جا نمی رسید، دنبال دلیل می گشتم و دلیلی پیدا نمی کردم. پیش می اومد که با یه بغض تو گلوم تکرار کنم، آخه واسه چی؟ چی می شه اگه...؟ یه وقتائی از سر بی حوصلگی و فراموشکاری بهت گله می کردم. چقدر از بزرگواریت شرمنده ام، که منو در تموم لحظه های ناشکریم، توی تموم لحظه های بی صبریم، با محبت تحملم کردی. نه تنبیهم کردی، نه حتی ذره ای محبتت رو ازم دریغ کردی. توی تنهاترین لحظات تنهائیم، درست تو لحظه هائی که فکر می کردم هیچ کس نیست، اون موقع که به این حس می رسیدم که چقدر تنهام، واسم نشونه می فرستادی که من خودم تا آخرین لحظه باهاتم، واسه تمومی لحظه هات همراهتم. من تنها بنده تو نبودم، اما یه لحظه هم تنها رهام نکردی. تو تنها و محکم ترین قوت قلب دل تنهام، تو طوفانهای زندگیم، تو ابتدا و اصل آرامشم، تو از من به من نزدیک تر بودی. موندم که چطور گاهی اوقات چشم های غافلم ندیدت، اما تو هیچ وقت، حتی لحظه ای منو ترک نکردی. روزهائی رسید که فکر کردم با من قهری، تو حتی در همون لحظه ها، با همون فکر اشتباه که حتی از به خاطر آوردنش شرمنده می شم، از من قهر نکردی، منو به خاطر این فکر کودکانه نادرست، طرد نکردی. من دوستت دارم، منو ببخش اگه قولم مثله خودم کوچیکه، اما دلم به بزرگی بی حد تو خوشه و پشتم به کمک های تو گرم. از تو سپاسگزارم که با بزرگواری همیشه کمکم کردی. تو همونی که هر وقت ازت یاد کردم، بهم امید بخشیدی، توی یادت چیزی هست که منو زیر و رو می کنه، غصه هامو می شوره و دلشکستگی هامو ترمیم می کنه. چیزی که در هیچ چیز غیر از یاد تو نیست. هر وقت خواستم ببینمت، بی درنگ با مهربونی، در رو به روم باز کردی، نگاه نکردی گناهکارم، حذفم نکردی. من همیشه دست خالی به دیدنت اومدم و تو همیشه با دست پر روانه ام کردی. هر وقت صدات کردم، طوری بهم جواب دادی انگار مدتهاست منتظرم بودی. هر وقت ندونسته از بی راهه سردر آوردم، خودت منو صدا کردی. گاهی با تلنگر اتفاقات ساده روزمره، منو از ادامه یه راه غلط منع کردی.

اما اون وقتی که ازم مکدربودی با بزرگواری آبرومو حفظ کردی. تو همیشه خدا بودی و من همیشه حتی کمتر از یه بنده. به من از صفات و ذاتت، چیزهائی ببخش تا جسم خاکی من به روح آسمونی تو حتی شده یک سر سوزن نزدیک ترشه.

به حافظه ام قدرتی ببخش تا اجازه گرفتن از تو رو هیچ وقت از خاطر نبره. به اراده ام همتی ببخش تا استوار بر این عهد پا برجا بمونه.



سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

 

وقتی به دنیا آمدم درون گوشم اذان گفتند

وقتی می میرم برایم نماز می خوانند

زندگی چقدر کوتاه است

فاصله اذان تا نماز



سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
ترا با لهجه‌ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی‌ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را
بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی‌دانم کجا تا کی برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره
با مهربانی دانه برمی‌داشت
تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد
من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی‌مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.......



سه شنبه یازدهم مهر 1385 |

یا حق

 
 

اللهم لک صمنا خدایا          برای تو روزه گرفته ام

و علی رزقک افطرنا         و با روزی تو افطار می کنم

فتقبل منا                         پس از من قبول کن

انک سمیع علیم                 تو بهترین شنونده و دانایی



یکشنبه نهم مهر 1385 |

...

 
 

آسمان هست
من هستم
مثل يک پرستوی مهاجر با حسی غريب
اما نه برای تو و نه برای هيچکس
در کنار اين مردم
شايد حضور صدايی نتواند نگاههايی چنين سنگين را جا به جا کند
شايد برای باور وجودم اثباتی لازم باشد
اما من وجود دارم
برای تنهايی ديوارهای اتاق
برای انتظار قلبهای بدون عکس
برای ترک خوردگی روح باغچه
من هستم با قلبی شکسته اما در حال تپيدن جدا از همه بودنها



یکشنبه نهم مهر 1385 |

دوباره مي روم سراغش , بي آنکه بدانم آخرين بار کي رفتم . ..

يک ساعت پيش ؟يک هفته پيش؟ يا شايد يک ماه پيش...

مي دانم آخر بي معرفتهاي جهانم .

هر وقت کاري دارم مي روم.

هميشه هم با دل پر

يک لحظه بال در مي آورم تا خود خدا.

يک نفس بال مي زنم و آنجا از خود خودش

حاجتم را مي گيرم و بر مي گردم همينجا روي زمين.

فرود مي آيم . در جانمازم . لذت پرواز مدتها زير پوستم باقي مي ماند .

آنقدر که کمتر پرهايم را به گناه آلوده کنم .

مي روم و ديگر تا مدتي پيدايم نمي شود .

تا وقتي کاري دارم...

خيلي بيمعرفتم... خیلی ...



یکشنبه نهم مهر 1385 |

.....

 
 

وقتي چشم اميدتان به خدا باشد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست باشد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپاي



یکشنبه نهم مهر 1385 |

دخترها

1.توی ماهیتابه روغن میریزن

2.زیر ماهیتابه را روشن میکنن

3.تخم مرغ ها رو میشکننو همراه نمک توی ماهیتابه میریزن

4.چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

پسرها

1.توی کابینت های بالایی آشپز خونه دنبال ماهیتابه میگردن

2.توی کابینت های پایینی دنبال ماهیتابه میگردن

3.ماهیتابه رو روی اجاق گاز میگذارن

4.توی ماهیتابه روغن میریزن

5.توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

6.یه دونه تخم مرغ پیدا می کنن

7.دنبال کبریت میگردن

8.اجاق گاز رو روشن میکنن و دود آشپز خونه بر میداره

9.ماهیتابه رو میشورن(بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!)

10.ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن

11.تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپز خونه پهن رو با دستمال پاک میکنن

12.میره سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و بر میگردن

13.تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند می کنن

14.روغن سوخته رو میریزن تو سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن

15.تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن

16.دنبال نمکدون میگردن

17.نمکدون خالی رو پیدا میکنن

18.دنبال کیسه نمک میگردن و بالاخره پیداش میکنن

19.نمکدون رو پر از نمک میکنن

20.صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیو

21.نمکدون رو روی میز میزارن و محو تماشای فوتبال میشن

22.بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپز خونه

23.تخم مرغ های سوخته رو توی سطل میریزن

24.توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

25.با چنگال فلزی تخم مرغ ها رو هم میزنن

26.صدای گل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون

27.سریع بر میگرده تو آشپز خونه

28.تخم مرغ هایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزه

29.ماهیتابه رو میذارن توی سینک

30.دنبال ظرف های مسی میگردن

31.قابلمه مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

32.چند دقیقه به تخم مرغ ها زل میزنن

33.یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون بر میدارن

34.چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن

35.یاد غذا میفتن و میدون توی آشپز خونه

36.روی باقیمانده تخم مرغی که کف آشپز خونه پهن شده بود لیز میخوره

37.نمکدون شکسته رو توی سطل میندازه

38.قابلمه رو بر میداره و بلافاصلهولش میکنن

39.انگشتهاشو که سوخته رو زیر آب میگیره

40.با یه پارچه تنظیف قابلمه رو بر میداره

41.پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاش خاموش میکنه

42.نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخوره



یکشنبه نهم مهر 1385 |