
تو را می گویم ای سگ ولگرد(صادق هدایت)
هر دو حیوانیم...تنها من بار سنگین عقل را بر روی وجودم تحمل می کنم
هر دو گام بر وادی ولگردی نهادیم
می دانی اشتباهمان کجا بود
تنها یک لحظه از صاحبمان غافل شدیم
چه دردناک و تلخ از صاحب نماها سنگ خوردیم
تو را نمی دانم چه شد..اما گاهی سنگ سگ را نجات می دهد
اری من توام وتو منی
......................................................................
من و پسرک فال فروش هر دو می دانیم که فالهایش دروغ است
من برای دیدن لبخند های او فال می خرم
و او با دیدن اسکناس در دست من می خندد
او به اسکناس می رسد و من به تماشای لبخند
اما با رفتن او لبخند هم محو می شود
پسرک فال فروش اگر سگ ولگردی را دیدی سلام مرا به او برسان
اری او من است و من اویم
